طراحی لوگو


» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
اقدام پژوهی برطرف کردن ناسازگاری دانش آموز سجاد قیاسوند 1397/08/18 دسته بندی : عمومی 0

اقدام پژوهی شماره چهارده : برطرف کردن ناسازگاری دانش آموز

اقدام پژوهی شماره 14 :

اقدام پژوهی با موضوعچگونه توانستم ناسازگاری دانش آموزم را برطرف کنم

تعداد صفحات: 29 صفحه

قیمت: 2500 تومان

مدل: PDF & Word (فایل بصورت ورد قابل ویرایش)

برطرف کردن ناسازگاری دانش آموز

تعداد صفحات : 29 صفحه

قیمت: 2500 تومان

مدل: PDF & Word (فایل بصورت ورد قابل ویرایش)

مختصری از متن اقدام پژوهی :

 

چکیده:

این پژوهش با هدف حل مشکل اخلاقی و رفتاری دانش آموز س.م انجام گردیده است که دانش آموز دارای اختلالات رفتاری از قبیل شلوغی در کلاس درس و حیاط مدرسه و....، مسخره کردن ديگران، اذيت کردن ديگر دانش آموزان، حسادت، بی حوصلگی، فحش دادن به ديگران، لجبازی، تنبلی، سردرد مزمن بود. با توجه به اطلاعات بد ست آمده سوالات زير برای رفع مشکل دانش آموز در ذهن من ايجاد گرديد: 1- آيا بيماری سردرد، موجب اختلال رفتاری او شده است؟ 2- آيا بيماری سردرد، ناشی از فشارهای روانی است؟ 3- آيا تربيت غلط، موجب اختلال رفتاری ايشان شده است؟ 4- آيا به خاطر روابط غلط با ايشان دچار خود پنداری منفی از خود شده است؟ 5- آيا دچار کمبود محبت شده است؟ 6- آيا با رفتارهای خويش مي خواهد ديگران را به خود متوجه سازد؟ 7- چه راه حل هايی برای مشکل وجود دارد؟ روش استفاده در این پژوهش اقدام پژوهی مدل جدول تناقضات می باشد. برای گردآوری اطلاعات روشهای متعددی وجود دارد؛ با توجه به موضوع پژوهش، به نظر مي رسد که ما مجبور باشيم از چند روش به صورت ترکيبی برای جمع آوری اطلاعات استفاده نمايم. در اين پژوهش روشهای مشاهده، مشاهده مشارکتی و مصاحبه را انتخاب نمودم. برای کاهش حسادت، شرکت دادن فرد در گروه  و احساس مسئولیت فرد نسبت به گروه ایجاد می گردد و از والدین فرد خواسته می شود که بین فرزندان تبعیض قائل نشوند و رفتارشان نسبت به فرد ملایم گردد. برای کاهش پرخاشگری و لج بازی؛ از والدین (س.م) خواسته می شود که بین فرزندان تبعیض قائل نشود و با فرزندان خود با ملایمت و مهربانی رفتار کنند و ویژگی های مثبت فرزند خود را با تشویق تقویت نمایند. تا فرزند دچار کمبود محبت نگردد. به نظر می رسد یکی از علتهای اساسی پرخاشگری و لج بازی تبعیض و کمبود محبت است. و به فرزند خود بر چسب های مثبت بزنند تا کودک باور کند که واقعاً دارای  ویژگی های مثبت است. برای کاهش ضعف تحصيلی، از بين بردن مشکلات عاطفی توسط والدين و معلم مربوطه، ايجاد انگيزه، تقويت ويژگی های مثبت، شکوفايی اعتماد به نفس کودک، توجه لازم به کودک، تغيير نگرش کودک نسبت به خود از جمله عواملی هستند که مي توانند ضعف تحصيلی دانش آموز را کاهش دهند.

ارائه راهکارها: 1- محبت به موقع و متناسب به فرزندان و دانش آموزان، موجب کاهش اختلالات رفتاری مي شود. 2- توجه به موقع، محبت، تقويت نکات مثبت، پرورش اعتماد به نفس، موجب نگرش مثبت فرد نسبت به خود و ديگران می شود. 3- ايجاد انگيزه و ایجاد نگرش مثبت فرد نسبت به خود و معلم و دیگران موجب بهبود وضعيت تحصيلی و رفتاری  فرد مي شود. 4- بین فرزندان نباید تبعیض قائل شد. 5- بهتر است برای شناسایی و رفع مشکل از راهنمایی­های صاحب­نظران و روان­شناسان و مشاوران تحصیلی استفاده گردد. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که می توان با تدابیر علمی و موثر بسیاری از مشکلات رفتاری دانش آموزان را حل نمود.

کلید واژگان:

          اقدام پژوهی- مشکلات رفتاری- دانش آموزان.

 

فهرست مطالب

مقدمه

توصیف وضعیت موجود و بیان مساله

اهداف پژوهش

اهداف کلی

اهداف جزئی

گردآوری اطلاعات شواهد (1)

تجزيه و تحليل و تفسيرها

انتخاب راه جدید به صورت موقّت

گردآوری اطلاعات (شواهد 2)

ارزيابی تاثير اقدام جديد وتعيین اعتبار

ارائه راهکارها

منابع

 

فهرست جداول

جدول حل تناقضات  

جدول تناقضات  

 

 

مقدمه:

ناسازگاری دانش آموزان، یکی از مسائلی است که معمولاً معلمان با آن مواجه هستند. یکی از عوامل بازدارنده در امر تحصیل، اختلالات رفتاری می باشد. معلّمان در برابر اختلالات رفتاری، به شکل های متفاوتی از خود عکس العمل نشان می دهند. برخی از معلّمان آنان را به شدّت سرکوب می کنند. بعضی از معلمان، در مقابل آنان کوتاه می آیند؛ بعضی دیگر آنان را به حال خود رها می کنند. امّا واقعیت این است که در این حالت مشکل ادامه خواهد یافت و مشکلات دیگری نیز به دنبال خواهد آورد.

به نظر می رسد راه منطقی این است که وقتی مشکلی در کلاس پیش می آید؛ بهتر است ابتدا آن مشکل شناسایی شود سپس به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن راه حل هایی جهت رفع مشکل پیدا کرده و به صورت عملی آن مسئله رفع گردد.

می دانیم که امروزه یکی از شرایط لازم برای کسب موفقیت های تحصیلی داشتن روان سالم در فراگیران است. زیرا افرادی که سالم نباشند به عنوان بیمار محسوب می شوند و این افراد در حوزه های مختلف زندگی و از جمله تحصیلی عملکرد مطلوب ندارند و یکی از مشکلات که مستقیماً بر عملکرد تحصیلی افراد تاثیر گذاشته  است (مشکلات اخلاقی) می باشد داشتن چنین مشکلی به عوامل مختلفی بستگی دارد اما چگونگی شکل­گیری این مشکل در افراد مختلف یکسان نمی باشد یکی از عوامل بازدارنده در امر تحصیل، اختلالات رفتاری می باشد. معلّمان در برابر اختلالات رفتاری، به شکل های متفاوتی از خود عکس العمل نشان می دهند. برخی از معلّمان آنان را به شدّت سرکوب می کنند. بعضی از معلمان، در مقابل آنان کوتاه می آیند؛ بعضی دیگر آنان را به حال خود رها می کنند. امّا  واقعیت این است که در این حالت مشکل ادامه خواهد یافت و مشکلات دیگری نیز به دنبال خواهد آورد به نظر می رسد راه منطقی این است که وقتی مشکلی در کلاس پیش می آید؛ بهتر است ابتدا آن مشکل شناسایی شود سپس آن مشکل به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن راه حل هایی جهت رفع مشکل پیدا کرده و به صورت عملی آن مشکل رفع گردد در این پژوهش اینجانب با توجه به اهمیت مساله قصد دارد در خصوص مشکل اخلاقی دانش آموز س.م در مدرسه مطالعه خود را از طریق اقدام پژوهی با ارائه راه­حل به حل مشکل دانش آموز کمک نماید.                                           

توصیف وضعیت موجود و بیان مساله:

اینجانب رجب منصوری معاون آموزگار دبستان شهید رحیمی روستای دوراخلو از مدارس مجتمع شهید شیرازی منطقه بزینه رود معلم رسمی شهرستان خدابنده که بصورت انتقال موقت به منطقه بزینه رود انتقال یافته ام با مدرک کارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی با 20 سال سابقه و آموزگار چند پایه با 6 نفر دانش آموز که 1 نفر کلاس دوم 1 نفر کلاس سوم و 2 نفر کلاس چهارم و2 نفر کلاس پنجم می باشند و کلاس بصورت مختلط می باشند که 1 نفر دختر و 5 نفر پسر هستند. و تنها مدرسه موجود در روستا همین مدرسه ابتدایی که بصورت دولتی و در نوبت صبح اداره می شود و اولیا از لحاظ سطح سواد متوسط می باشند و از نظر اقتصادی نیز در حد متوسط هستند و یکی از عوامل مخل در امر تدریس و یادگیری سایر فراگیران در کلاس درس و محیط مدرسه در کلاس دوم دختری به نام (س.م) می باشد که دچار مشکل رفتاری و برقراری ارتباط با همکلاسیها و معلمان است و از سال های  تحصیلی گذشته همکاران دیگر با آگاهی از مشکل دانش آموز در جهت رفع و برطرف کردن عوامل ایجاد و بروز مشکل راه حل هایی را ارائه نموده اند که متاسفانه به دلیل ناکافی بودن اقدامات هیچگونه تغییری ایجاد نگردیده است و مشکل این دانش آموز برای سایر کلاسها نیز مخصوصا کلاس پنجم که برادر ایشان نیز در آنجا مشغول تحصیل بودند می شد و ما با توجه به رشته تحصیلی خودم (مشاوره) از شروع سال تحصیلی این رفتار را مورد مطالعه قرار دادم و به نتایج مثبتی نیز تاکنون رسیده ام.

اهمیت و ضرورت تحقیق     

یکی از مشکلات عمده مدارس ما کمک نکردن به دانش آموزان مشکل دار است. متاسفانه مدارس به جای آنکه آماده کمک به کسانی که عقب افتادگی یا مشکل ناسازکاری دارند بیشتر آنها را از خود دور می سازند. و حالت دفعی از خود نشان می دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوی و با نمره بالا هستند و بیشتر مواقع به تشویق و تکریم آنها می پردازند. در مقابل دانش آموان به ظاهر ضعیف مورد بی مهری قرار می گیرند و به طور ناخواسته آنها را رها و سرکوب می کنند.[1]

اختلالات رفتاری همواره از علل وعوامل مخل زندگی عادی بشر محسوب می شود. و موجبات رنج و زحمت والدین و اطرافیان را فراهم می سازد و فردی که اختلال رفتاری (ناسازگاری) دارد هم خود را عذاب می دهد و هم دیگران را به زحمت می اندازد و گاهی این رفتار به حدی شدید است که موجب رنج و عذاب افراد عادی کوچه و خیابان نیز می گردد. و گاه افراد را از راه تحصیل و ادامه آن نیز باز می دارد. و به کارهایی مانند اعتیاد - بددهنی و انحرافات دیگر اخلاقی مبتلا می گرداند.

اهمیت و ضرورت این تحقیق از اینجا ناشی شده که دانش­آموز مورد نظر این اقدام پژوهی مشکلش احتمالا کاهش خواهد یافت. زیرا وقتی علل مشخص شود راه­حل هم مشخص و در نتیجه مشکل نیز حل خواهد شد و نتایج بدست آمده از آن می تواند در موارد مشابه مورد استفاده سایر همکاران و دست­اندر کاران امر تعلیم و تربیت قرار گیرد.

اهداف پژوهش

اهداف کلی:

  • شناسایی مشکلات رفتاری دانش آموز س.م

اهداف جزئی:

1)  شناخت روشهای حل مشکلات رفتاری دانش آموز س.م

2) ارائه راه حل در مورد بوجود آمدن مشکل اخلاقی در دانش آموز س.م

گردآوری اطلاعات شواهد(1)

ابتدا رفتارهای دانش­آموز س.م را زير نظر گرفتم و به دقت مشاهده می­کردیم. وقتی برای اولين بار به کلاس رفتم از فراگيران خواستم خودشان را معرفی نمايند. وقتی به (س.م) رسيدم ديدم دانش­آموزی با پوست تيره، کثيف، با کلاه و روسری در گوشه کلاس نشسته است. با صدای بلندی خود را معرفی نمود. به طوری که با اين کار خود ديگر دانش­آموزان را نيز متوجه خود ساخت. و وقتي ديگر دانش­آموزان خود را معرفی مي­کردند او به شکلی مي­خواست آنها را مسخره نمايد. وقتی ديگر دانش­آموزان در اوقات فراغت با يکديگر صحبت مي­کردند ايشان مي­گفت که صدا نکنيد. من حوصله سر و صدای شما را ندارم و سرم را به درد می­آوريد. (س.م) با ديگر دانش­آموزان دعوا می کرد و دانش­آموزان دائماً از او نزد من شکايت می­کردند. وقتی در روی تخته مطلبی می­نوشتم او صدای حيوانات را در می­آورد. وبه ديگر دانش­آموزان اذيّت می­کرد بطوريکه نظم  کلاس را بر هم می زد و در چنين محيطی آموزش امکان پذير نبود. ابتدا احساس کردم شايد ضعف از خودم باشد که ايشان اينچنين می کند به همين علت در زنگ تفریح در مورد (س.م) از آموزگار سال پیش مدرسه (آقای خانی) که در کلاس سوم معلم ایشان بودند سوال کردم ایشان گفتند که (س.م) از اول چنين بوده است ولي چون بيماری سردرد دارد بهتر است که شما هم کارش نداشته باشید. سپس با معلمين سالهای قبل در کلاس اول و دوم صحبت کردیم آنان نيز گفتند که خدا به دادتان برسد! (س.م) دانش آموزی بی ادب، پررو، شلوغ، تنبل و بيمار است. ولی چون بيماری سردرد دارد بهتر است که به حال خود رهايش کنيد. سپس مادر ايشان را به مدرسه دعوت نمودیم. از او پرسيدیم رفتار (س.م) در خانه چگونه است؟ ايشان گفتند: که ما از دست او به تنگ آمده­ايم. به حرف­های ما  گوش نمی­دهد. بداخلاق است و دائماً برادر کوچکش را می زند. به درسهايش توجه نمی ­ند. به زور او را به حمّام می­بريم و در نهايت گفت: که ايشان  بيماری سردرد دارد و هنگامي که هوا سرد است بهتر است که در زنگ تفریح  در کلاس بماند. از ايشان پرسيدم که آيا برای درمان سردرد ايشان او را به پزشک برده­ايد؟ ايشان جواب داد که چندين بار برده­ايم ولی خوب نشده است. وقتی به خاطر کار نابهنجارش به او تذکر می­دادیم ايشان با لحن بدی جواب می داد. يک روز از او خواستم که به خاطر بی ادبی اش که بدون اجازه وارد کلاس شده بود، از دانش آموزان دیگر معذرت بخواهد ولی ايشان معذرت نخواست هر چه اصرار کردم فايده ای نکرد و ايشان مغرورانه به ما نگاه می کرد با صحبت درمورد مشکل به این نتیجه رسیدم که اين بچه تقصيری ندارد! بلکه روابط غلط خانوادگی، او را به اين شکل بار آورده است در واقع ايشان دارای مشکل رفتاری و رواني است که بايد حل شود. ابتدا مسئله را با يکی از استادان مرکز تربیت معلم شهید بهشتی  در ميان گذاشتیم و ايشان راهنمايی های لازم را جهت حل مشکل ارائه نموند. سپس با دو تن از همکاران با سابقه  در اين زمينه مشورت کردیم اينها نيز راهنمايی­های لازم را عرضه داشتند. بعد به دنبال کتابهای روانشناسی اختلالهای رفتاری، روانشناسی رشد، روابط انساني در آموزشگاه واصلاح رفتار تحقيقاتي که در اين زمينه انجام گرفته بود مورد مطالعه قرار دادیم تا ببينم مشکل را چگونه مي توانم حل نمايیم. در واقع من خودم را چگونه تغيير دهم تا رفتارهاي (س.م) تغيير کند. او دانش آموزی است که رفتارهای ايشان مغاير با مقررات کلاس و مدرسه می باشد. از جمله مشاهدات و اطلاعات بدست آمده در زير ارائه مي گردد:

  1. دانش آموز (س.م) هر روز دانش آموزان را مسخره می کند.
  2. هر روز با دانش آموزان دعوا می کند.
  3. معمولاً احساس سردرد می کند.
  4. معمولاً درکلاس صدای حيوانات را در می آورد.
  5. در خانه و مدرسه بد اخلاق است.
  6. از نظر درسی ضعيف است.
  7. بی حوصله است.
  8. روابط والدين با او غلط بوده است.
  9. معلمين به او توجه لازم را نکرده اند.
  10. معلمين به تفاوتهای فردی ايشان توجه نکرده اند.
  11. بهداشت فردی را رعايت نمی کند.
  12. دانش آموزی پررو و مغرور است.
  13. مدام وسایل برادرش را برمی دارد و از دادن آن ها خودداری می کند.

جدول حل تناقضات:

ردیف

وضعیت موجود

وضعیت مطلوب

1

عدم ناسازگاری

سازگاری

2

داشتن سردرد

بهبود سردرد

3

لجاجت و پرخاشگری

همکاری و برخورد دوستانه

 

«يکی از مشکلات عمده مدارس ما، کمک نکردن به دانش آموزان مشکل داراست. متأسفانه، مدارس به جای آنکه آماده کمک به کسانی که عقب افتادگی يا مشکلی دارند باشند، بيشتر آنها را از خود می رانند. و حالت دفعي از خود نشان می دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوی و با نمرات بالا هستند و بيشتر مواقع به تشويق و تکريم آنها می پردازند. در مقابل، دانش آموزان به ظاهر ضعيف مورد بی مهری قرار مي گيرند و بطور ناخواسته آنها را رها و بعضاً سرکوب مي کنند.»[2].

تجزيه و تحليل و تفسيرها:

س.م کودکی است که در گوشه کلاس می نشيند با صدای بلند خود را معرفی می کند. ديگران را مسخره مي کند، بيشتر مواقع سرش درد مي کند. حتي با معلم خود لجباز است و مزاحمت ايجاد مي کند. او بداخلاق است از نظر درسي ضعيف است. بي­حوصله است. بهداشت فردی را رعايت نمي کند. پررو است. به ديگران حسودی مي­کند. با بررسي رفتارهاي (س.م) اين سوال ايجاد گرديد که چرا اين چنين مي کند؟ هدف او از اين کارها چيست؟ با اين کارها مي­خواهد چه بگويد؟ چه عللي باعث شده که خود را به اين صورت مطرح کند. به نظر مي­رسد زمان خاصی براي بروز نابهنجاری­های او وجود ندارد و او در موقعيت­های مختلف از خود رفتارهاي نابهنجار را نشان مي­دهد. و از اينکه نظم کلاس به هم مي­خورد خوشحال می­شود و این واقعاً ناراحت­کننده است. ولی تحقيقات متعدد نيز نشان می­دهند که با کودک بايد با ملايمت و محبت رفتار نمود. و نبايد دانش­آموزان تنبيه يا تحقير شوند.

واقعيت اين است که من گير کرده بودیم که چکار بکنم. چند بار مادرش را به مدرسه دعوت کردم، چندين بار تذکر دادم. ولی هيچ کدام مشکل را حل نکرد. تمامی معلمين سابق و مادرش عقيده داشتند که او را به حال خود رها کنم. چون استدلال می کردند که اصلاح شدنی نيست. مسئله را با دو تن از مشاوران در ميان گذاشتیم. آنها راهنمايي­های لازم جهت تغيير رفتار ارائه نمودند. سپس به دنبال کتابهای روانشناسی رفتم تا ببينم مشکل چيست؟ و چگونه میتوانم مشکل را حل نمايم؟ با صحبت­هايی که  با مادر (س.م) انجام دادم. فهميدم که والدين، با ايشان بد رفتاری می کنند. و به خواسته های او چندان توجهی نمی کنند و بعد از اینکه که برادرش متولد شده است. والدين او بيشتر به برادرش سرگرم شده اند و او را فراموش کرده اند. بنابراين مورد بی مهری والدين قرار گرفته است. در نتيجه به خاطر ناکامی در جلب محبت، مجبور شده است به پرخاشگری ولج بازی دست بزند. اين عمل خود، دوباره روابط والدين را با ايشان تيره تر کرده است. و در نتيجه به او برچسب های منفی متعددی توسط والدين زده شده است. به اين ترتيب يک کودک معصوم، به يک فرد نابهنجار تبديل شده است. وقتی چنين کودکانی به مدرسه مي روند. در مدرسه نيز مورد بی مهری معلم مدرسه قرار می گيرند و بيشتر سعی مي کنند از دست چنين دانش آموزی خلاص شوند و در مدرسه نيز برچسبهای منفي به کودک زده می­شود و به اين ترتيب سر نوشت کودک تغيير مي­کند و در نهايت علاوه از مشکلات فردی، مشکلات اجتماعی نيز افزايش می يابد.

به اين ترتيب برای حل مشکل بايد از يک جايی آغاز می­کردم. تا با ايشان بتوانم رابطه دوستی برقرار نمايم تا به ايشان بفهمانم که ايشان نزد من و دیگر معلمان مدرسه طرد شده نيست. ولی نمی­توانستم بطور مستقيم به او بگویم که می­خواهم با تو دوست شوم. اولين قدم پيدا کردن ويژگی­های مثبت بود با مطالعه کتاب­های روانشناسی و راهنمايی همکاران و اساتید مشاوره، فهميدم که ابتدا بايد نگرش را نسبت به خود و معلم و والدين او تغيير دهم. برای اينکار بايد نکات مثبت را پيدا می­کردیم و تغيير نگرش را از نقاط قوت او شروع می­کردم. (س.م) به خاطر اينکه بعد از او برادرش به دنيا آمده بود و والدينش از روی ناآگاهی به وی بی توجه شده بودند و برای جلب توجه والدين رفتارهای نابهنجار را پيشه خود ساخته است. به همين خاطر اولين کاری که انجام دادم ايشان را به عنوان سرگروه و مسئول پخش تغذیه مدرسه انتخاب نمودم. اما دانش­آموزان دیگر از اين کار من ناراحت شدند و می­گفتند که (س.م) آنها را اذيت خواهد کرد. ولی بنده دانش­آموزان را قانع کردم که ما از قبل نمی­توانيم در مورد کسی داوری کنيم. اتفاقاً به نظرمان با توجه به شناختی که از (س.م) دارم فکر می­کنم شايستگی پذیرش مسئولیت در مدرسه را دارد و به شکل بهتری کارها را اداره خواهد کرد. با اين حرفها می­خواستم احساس مسئوليت و همکاری را در ايشان شکوفا نمايم. ولی با اين حال با همکلاسی­های خود درگير بود. ولی آنها را به آرامش دعوت می کردم سپس مادرش را به مدرسه دعوت کردم و از ايشان خواستم که بين فرزندان فرق نگذارند و به او بيشتر توجه و محبت نمايد و با ايشان بدرفتاری نکنند.

در گام بعدی چون ايشان صدای نسبتاً خوبی داشت به همين خاطر معمولاً از ايشان مي­خواستیم شعرهای کتاب فارسی را با صدای رسا و بلند بخواند و معمولاً ايشان را تشويق می­نمودم که صدای خيلی خوبی دارد. و همچنين اگر کوچکترین رفتار خوبی از ايشان ديده می­شد مورد تشويق قرار می­گرفت. تا رفتارهای مثبت او تقويت شود در درس رياضی نسبتاً خوب شده بود در حل مسائل رياضی بيشتر از او استفاده می­کردم. وقتي به جلو می­آيد معمولاً شکلک در می­آورد يا زبان خود را بيرون می آورد با توجه زياد به او و برخورد ملايم و صميمی با او و تقويت نکات مثبت ايشان. رفته رفته رفتارهای منفی او کاهش می­يافت و درسش نيز نسبت به گذشته بهتر مي­شد. به همين علت او را مبصر کلاس و مسئول توزیع تغذیه و چندین با کلید مدرسه را به او دادم تا زودتر همه به مدرسه بیاید و مسئوليت او را بيشتر کردم. و از اين کار خیلی خوشحال شد. ولي احساس کردم که او ديگر ترس از اينکه سرش درد خواهد کرد را از سرش بيرون کرده است. بعد از چند روز بطورخصوصی در مورد سردردش جویا شدیم. ايشان جواب داد که سردردش خوب شده است. و به اين ترتيب ،با تشويق به موقع و مداوم، توجه زياد و رها نکردن دانش­آموزان به حال خود، محبت کردن به دانش­آموزان جهت ايجاد نگرش مثبت به ديگران، تقويت نکات مثبت جهت تغيير نگرش نسبت به خود، ايجاد انگيزه با دادن جايزه جهت تقويت درسی، استفاده از والدين جهت تغيير نگرش نسبت به آنان، مسئوليت دادن جهت تقويت نکات مثبت وی، صبر و حوصله و دلسوزی نسبت به دانش آموزان باعث گرديد که رفتارهای ايشان تا حد زيادی بهبود يابد.

انتخاب راه جدید به صورت موقّت

با توجه به اختلالات رفتاري دانش آموز ناسازگاری او را مي توان در حسادت، اذیت کردن دیگران پرخاشگري، لج بازي و بی تفاوتی خلاصه کرد. براي بهبود اختلالات رفتاري ابتدا بهتر است علل اختلالات رفتاري مشخص شود تا راه حل هايي جهت بهبود اختلالات رفتاري تعيين گردد.

بعد از اینکه تحقیقات لازم را برای تشخیص درست در صحت ناسازگاری شاگردم به دست آوردم برای بهبود رفتار شاگردم راه حلهای موقتی را انتخاب کردم تا با انجام آن راه حلها بتوانم تغییراتی در دانش آموز (س.م) به وجود آورم. که از بین راه حلهایی که انتخاب شده بود راه حل چهارم و پنجم (برطرف کردن فقر مالی دانش آموزم و از بین بردن تبعیض در مدارس و خانواده ها) به خاطر مناسب نبودن شرایط و وجود برخی مشکلات قابل اجرا نبود ولی بقیۀ راه حل ها را به قرار زیر به اجرا در آوردم:

  1. فعال کردن دانش آموز در مدرسه یا مسئولیت...

[1]   مير کمالي.سيد محمد، روابط انساني در آموزشگاه، ص 74

[2] همان، ص 74


تعداد بازدید : 473
خرید و دانلود | 3,000 تومان
گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط

9